تبليغاتX
زنی در آستانه فروپاشی ذهنی


همه رویاهایم 

حتی زندکی نصفه و نیمه ام را به باد داده ام 

و پشیمانم که روزی

ترانه خوان چشمانت شدم



+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:19 نويسنده نلی |

صبح به صبح به رفتن فکر می کنم 

ظهر که می شود 

تردید به سراغم می آید 

شب ها دوباره دلتنگ آغوشت می شوم 


+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:45 نويسنده نلی |

همه چیز خوب نیست 

کمی مکث می کنم 

درونم قیامت است 

ظاهرا آرامم 

باور کرده ای 

که سازگاری میکنم 

من از درون خودم را نابود کرده ام 


+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:39 نويسنده نلی |

لبخند را بر  صورتم نقاشی می کنم 

مبادا آرامشت را بر هم بزند 

آشفتگی هایم 



+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:37 نويسنده نلی |

بهت زده می شوم 

از آن همه آرزو که آن شب سرد و تاریک به خواب سپرده شد 

من امروز اسیر سیاهی بی رویایی مانده ام 

و چشمانم سویی برای دیدن آرزوها ندارد 

گاه سر بر می آورم 

و آهی با حسرت می کشم 

همین کفایت می کند گویا 


+ تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 11:51 نويسنده نلی |

روزهایی که به سختی می گذرند 

کار خسته ام کرده 

از همه بدتر دست و پامه که خواب می ره 

شاید از بی تحرکی مزمن باشه 

خودمو می کشونم 

و می رم سر کار و هزار بار می گم کاش زندگی یه جور دیگه بود 


+ تاريخ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:42 نويسنده نلی |

بهانه ها که زیاد می شود

نشان

از مشکلات پنهان دارد

و من اسیرم این روزها

و به پهنای صورتم اشک می ریزم

و سکوت می کنم

هیشکی نمی دونه

من این روزها چی می کشم


+ تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:6 نويسنده نلی |

یه حرفایی

یه برخوردایی

می سوزونه می شکنه

داغون می کنه

بغض هامو قورت می دم و به بقیه راه ادامه می دم


+ تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 22:36 نويسنده نلی |


من در گوگل پلاس اینجا



+ تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:11 نويسنده نلی |

اینو بخونیدش

جدی بگیریدش

خیلی روابطتو بهبود می ده

باور کنید


خوشبختی


+ تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:45 نويسنده نلی |